و آمدنت سور بود
و نسیم بود
و نور بود
در اعماق جان گرفتی و کویر ساحتی شد از رویا
جیرجیرک ها آوازه خوان شدند و باد مطرب رقصانی
از دوردست شب آمدی تو با نم نم باران
از نامتناهی
چشمانت ابدیت بود
و آهنگ قدم هایت جان بود
موسیقی بود
باران بود...
تو بر دستان من حک شده ای
چون خطوطی کوفی
بر دیواره ی مسجدی دور
تو حک شده ای بر چوب محراب ها
بر دسته ی منبر ها
و هر گاه تلاش کردی دور شوی
در خستگی دستانم می بینمت
بر خرابه های قلبم
تو بر دستان من حک شده ای..
برچسب: نزار,قبانیترجمه,ایلیا,خمیس, نویسنده: کاوه اسدیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 10:20